تایید فسخ قرارداد به جهت فوت ،از کارافتادگی و ورشکستگی__موسسه حقوقی محمدرضا مه دادگر

وکیل دعاوی ملکی قسمت 18

وکیل دعاوی ملکی قسمت 18

شما در این مقاله ادامه مطالب قبلی را مشاهده می کنید …

رأی شماره ی ۶۳۷ مورخ ۹۱/۱۱/۳۰ شعبه ی ۵۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران اعلام انحلال و انفساخ قرارداد با تقدیم دادخواست به خواسته ی تأیید انحلال و انفساخ قرارداد تحقق می پذیرد و نیازی به اعلام جداگانه آن نیست.

رای شماره ی ۸۹۸ مورخ ۹۱/۷/۲۳ شعبه ی ۵۹ دادگاه تجدید نظر استان تهران دعوی تنفیذ انفساخ قابلیت استماع نداشته و انفساخ محتاج به انشای اراده که در قبل از فسخ باشد و مدعی تحقق انفساخ به اثر نهایی آن باید توجه داشته باشد.

که همان بی اعتباری قرارداد و ابطال آن است. نظریه ی مشورتی شماره ی ۷/۳۲۴۶ مورخ ۷۵/۷/۱۱ اداره ی حقوقی قوه ی قضاییه به موجب ماده ی ۵۲۷ قانون مدنی در صورتی که زمین به واسطه ی فقدان آب یا علل دیگر از قابلیت انتفاع خارج شود و رفع مانع ممکن نباشد.

عقد مزارعه منفسخ و لكن روابط حقوقی و قرار فی ما بین نسبت به هزینه ها به قوت خود باقی است.
قضاییه نظریه ی مشورتی شماره ی ۷/۳۲۷۷ مورخ ۶۳/۷/۲۲ اداره ی حقوقی قوه ی بلاعزل بودن وکالت مانع از این نیست که موکل شخصاً عمل مورد وکالت را انجام می دهد.

تأیید رجوع از هبه

مبنای حقوقی دادخواست

زمانی که عقد عقد هبه بين طرفين واهب و متهب) منعقد می شود و ملک در فصل اول – دعاوی مشترک / ۲۰۳ قرار میگیرد اگر تیار متهب قرار اختیار اگر عین موهوبه یعنی همان ملک موجود خود باشد. واهب یا شخصی که هیه کرده است میتواند از آن رجوع کند و بعد از رجوع برای تثبیت آن دادخواست تایید رجوع از هیه را مطرح کند.

اعلام رجوع از همه با هر طریقی ممکن است؛ ولی بهتر است از طریق اظهار نامه ی و رسمی انجام گیرد. طرفین دعوی واهب که ملک خود را هبه کرده است و حالا پشیمان شده و از هبه رجوع کرده خواهان دعوی است و متهب خوانده میباشد.

مرجع صالح برای رسیدگی در صورتی که موضوع هبه ملک باشد دادگاه محل وقوع ملک، صلاحیت رسیدگی به دعوی تأیید رجوع از همه را خواهد داشت. در غیر این صورت دادگاهی که عقد هبه در حوزه ی آن واقع شده است و دادگاه محل اقامتگاه خوانده، صالح به رسیدگی هستند.

نحوه ی اجرای رأی از وقتی که واهب از همه ی خود رجوع کند، رجوع از همه محقق شده است. هم چنان که از نام دعوا روشن است واهب تنها برای تأیید و اعلام آن دادخواست می دهد. بنابراین رای به اجراییه نیاز ندارد. برخی نکات کلیدی مرتبط با دعوی (۱) رجوع ضمنی از همه صحیح است .

مانند این که واهب، ملک خود را به قصد ۲۰۰) در صورتی که متهب پدر یا مادر یا اولاد (حتی نوادگان) باشند، حق رجوع رجوع از هبه به دیگری بفروشد وجود ندارد.

وکیل دعاوی ملکی قسمت 17

3-اگر ملک موهوبه از ملکیت متهب خارج شود، حق رجوع ساقط می شود. هر چند دوباره به مالکیت متهب در بیاید.

(۴) حق رجوع در همه مبتنی بر بلاعوض و مجانی بودن آن است و در هبه ی معوض با قبض عوض، حق رجوع زایل میشود و هم چنین بعد از فوت واهب رجوع ممکن نیست. (۵) اثر رجوع و انحلال هیه ناظر به آینده است و در گذشته اثر ندارد. یعنی منافع ملک قبل از رجوع مثل اجاره بهایی که از ملک گرفته شده، برای متهب است.

مستندات قانونی ماده ی ۸۰۳ قانون مدنی بعد از قبض نیز واهب میتواند با بقای عین موهوبه از هبه رجوع کند.

مگر در موارد ذیل

۱- در صورتی که متهب پدر با مادر و یا اولاد واهب باشد.

۲- در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد.

۳- در صورتی که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده با متعلق حق غیر واقع شود. خواه قهراً مثل این که متهب به واسطه ی فلس محجور شود خواه اختیارا مثل این که عین موهوبه به رهن داده شود – در صورتی که در عین موهوبه تغییری حاصل شود.

ماده ی ۸۰۴ قانون مدنی در صورت رجوع واهب نمات عین موهوبه اگر متصل باشد.
وکیل دعاوی ملکی قسمت18--موسسه حقوقی محمد رضا مه دادگر
وکیل دعاوی ملکی قسمت18–موسسه حقوقی محمد رضا مه دادگر
مال واهب و اگر منفصل باشد. مال منهب خواهد بود.
رویه و نظریات قضایی رای شماره ی ۲۲۶ مورخ ۷۳/۵/۴ شعبه ی ۳۴ دیوان عالی کشور واهب به موجب سند عادی مورخ ۵۸/۹/۸ که به امضای عده ای از معتمدین محل رسیده، از هبه رجوع کرده است و وکالت نامه ی رسمی مورد اشاره و عزل مشارالیه از وکالت نیز دلیل بر رجوع از همه است.

رای شماره ی ۱۸۲۳ مورخ ۷۱/۲/۱۷ شعبه ی ۳۳ دیوان عالی کشور با توجه به بند چهارم ماده ی ۸۰۳ قانون مدنی در صورتی که در عین موهوبه تغییراتی حاصل شود واهب حق رجوع ندارد و خانم… نیز به جهت احتیاج و تضمین زندگی اقدام به فروش آنها کرده است و در نتیجه، قابل استرداد نمی باشد.

رای شماره ی ۱۳۱۲ مورخ ۹۱/۱۰/۲۷ شعبه ی ۸ دادگاه تجدید نظر استان تهران عدم ثبت رسمی هیه ی اموال غیر منقول مانع از رسیدگی به دعوی مربوط به رجوع از هبه نیست.

https://www.google.com/url?sa=i&url=https%3A%2F%2Fqavanin.ir%2FLaw%2FTreeText%2F181554&psig=AOvVaw076zFPIdZXBPPj28INtQns&ust=1707891904287000&source=images&cd=vfe&opi=89978449&ved=0CAgQrpoMahcKEwiIotik16eEAxUAAAAAHQAAAAAQBA

ابطال سند رسمی انتقال مبنای حقوقی دادخواست سند رسمی انتقال مالکیت که اصطلاحا به آن بنچاق و یا قطعی غیر منقول هم گفته می شود، در دفاتر اسناد رسمی تنظیم میشود و پس از آن که به امضای طرفین رسید خلاصه ی معامله به اداره ی ثبت اسناد و املاک ارسال میشود تا در دفتر املاک اداره ی ثبت اسناد و املاک انتقال مالکیت ثبت شود.

دعوی ابطال سند رسمی

دعوی ابطال سند رسمی انتقال به اسباب مختلفی قابل طرح است. به عبارت دیگر، موجبات ابطال سند رسمی ملک بسیار متعدد و متنوع است.

ما در این جا قصد احصای آنها را نداریم؛ ولی به مهمترین آنها اشاره میکنیم از جمله این که امکان دارد خواهان به نحوی مدعی بی اعتباری معامله ی موضوع سند باشد.
عدم تحقق شرایط صحت قرارداد رایج ترین دلیل بی اعتباری معامله ی موضوع سند است.

به عنوان مثال عدم مالکیت فروشنده در زمان معامله جعل سند انتقال یا جعلی بودن اسناد انتقال قبلی عدم اهلیت یکی از متعاملین در زمان انعقاد معامله و یا نبودن امضای فروشنده با خریدار در اسناد انتقال پایه های سند را مخدوش میکند.

فسخ یا انفساخ معامله مبنای سند انتقال از دلایل دیگر دعوی ابطال سند است ابطال عملیات اجرایی که سند مورد نظر در نتیجه ی آن صادر شده است.

ابطال رأی هیأت موضوع ماده ی ۱۴۷ قانون ثبت و بسیاری عوامل دیگر، موجبات دیگری برای ابطال اسناد انتقال ملک هستند. طرفین دعوی کسی است که مدعی بی اعتباری سند است.

در صورتی که خواهان دعوی خواهان خود یک طرف معامله بوده باشد طرف دیگر معامله، خوانده ی دعوی هد بود؛ اما اگر خواهان غیر از طرفین معامله باشد، دو طرف سند رسمی انتقال. گان دعوا هستند. اگر پس از ثبت سند مورد نظر، انتقالات دیگری هم انجام باشد، دادخواست ابطال اسناد انتقال مالکیت، باید به طرفیت همه ی آبادی خواهد خواندگان شده باشد..

چنانچه در خصوص موضوع سوال و یا پرونده ایی داشته اید می توانید با وکلای موسسه حقوقی محمدرضا مه دادگر در ساعات اداری تماس بگیرید.

09121597687

02177724264

02177723606

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *